تبليغاتX
تک ستاره
…یا امیرالمومنین روحی فداک.... آسمان را دفن کردی زیر خاک!!!

سلام دوستان عزیز

همان طور که می دانید این وبلاگ را نوشته ام فقط بخاطر این که:

اعتقاداتتان را نابود و باورهای شمارا تقویت کنم.

تا خود را از نو بسازید، نه اینکه ساخته شده ی دیگران باشید.

در این وبلاگ نوشته ها تکراری است اما آن قدر زیباست که تکرارش لازمه چرا که :

تجربه تکرارش لازمه.

 

چشمها را بايد شست.....

ما در مغزمان چه داريم؟در طول زندگي چندين دهه اي خود چه چيزهايي را با خود اين ور و اون ور ميكشيم؟

هر آنچه ما در مغز خود انباشته ايم عقايد و نظريات فرسوده و پوسيده اشخاصي است كه شايد سالها و يا قرنها از مرگشان ميگذرد و به قول معروف هفت تا كفن پوسوندن.

ما در طول زندگي هميشه در اين فكر هستيم كه علوم و عقايد و باورهايي را به زور حفظ كنيم و درمجامع آنها را با فخر به ديگران نشان دهيم.

خود را علامه دهر بدانيم و براي هر شخص ديگري پشت ابرو نازك كنيم.

در هر زمينه اي كه بحثي به ميان آيد خود را صاحب نظر بدانيم..

ولي بالاخره روزي فرا ميرسد كه با وجود تمام اين علوم و فنون و عقايدي كه در طول زندگي كسب

كرده ايم ؛

خود را از هميشه ناتوانتر و نادانتر ميبينيم.مهمترين و ارزشمندترين لحظه همين لحظه اكه خود را نادان ميبينيم.چنان در بين اين همه عقايد و دانسته ها جستجو ميكنيم كه درميابيم كه هيچ نميدانيم.

درست در همين مرحله اي كه انسان پي به ندانستن خويش ميبرد ؛ مرحله دانستن و شروع جستجو براي دانستن هم آغاز ميشود.

دانستن حقيقي.

چشمها در اين لحظه تازه روشن ميشود.گوشها شنوا ميگردند.

عقايد و باورهاي ديگران در حقيقت چشم ما را تيره و تار كرده اند.وقتي پي برديم كه هيچ نميدانيم در پي دانستن حركت ميكنيم.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 12:14  توسط علی محمد | 
 

گر نشان زندگي "جنبندگي" است،
خار در صحرا سراپا "زندگي" است.

 

* مهم نیست گودالی کوچک از آب باشی یا 1 دریا از آب باشی ,اگر زلال باشی آسمون درون توست.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 12:13  توسط علی محمد | 
 

     تساوی!!!.......

 

معلم پاي تخته داد مي زد

 

 صورتش از خشم گلگون بود

 

 و دستانش به زير پوششي از گردپنهان بود

 

ولي ‌آخر كلاسي ها

 

لواشك بين خود تقسيم مي كردند

 

وان يكي در گوشه اي ديگر جوانان را ورق مي زد

 

براي آنكه بي خود هاي و هو مي كرد و با آن شور بي پايان

 

تساوي هاي جبري رانشان مي داد

 

خطي خوانا به روي تخته اي كز ظلمتي تاريك

 

غمگين بود

 

تساوي را چنين بنوشت

 

يك با يك برابر هست.

 

 از ميان جمع شاگردان يكي برخاست

 

هميشه يك نفر بايد به پا خيزد

 

به آرامي سخن سر داد:

 

تساوي اشتباهي فاحش و محض است.

 

معلم

مات بر جا ماند و او پرسيد:

 

گر يك فرد انسان واحد يك بود آيا باز

 

يك با يك برابر بود؟

 

 سكوت مدهوشي بود و سئوالي سخت

 

معلم خشمگين فرياد زد

 

آري برابر بود

 

و او با پوزخندي گفت:

 

اگر يك فرد انسان واحد يك بود

 

آن كه زور و زر به دامن داشت بالا بود

 

وانكه قلبي پاك و دستي فاقد زر داشت

 

پايين بود

اگر يك فرد انسان واحد يك بود

 

آن كه صورت نقره گون

 

چون قرص مه مي داشت

بالا بود

 

وان سيه چرده كه مي ناليد

 

پايين بود

 

اگريك فرد انسان واحد يك بود

 

اين تساوي زير و رو مي شد

 

حال مي پرسم يك اگر با يك برابر بود

 

نان و مال مفت خواران

 

از كجا آماده مي گرديد ؟

 

يا چه كس ديوار چين ها را بنا مي كرد ؟

 

يك اگر با يك برابر بود

 

پس كه پشتش زير بار فقر خم مي شد ؟

 

 يا كه زير صربت شلاق له مي گشت ؟

 

يك اگر با يك برابر بود

 

پس چه كس آزادگان را در قفس مي كرد ؟

 

معلم ناله آسا گفت:

 

بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد:

 يك با يك برابر نيست.                                   11

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شجاعت!!...

 

ناپلئون: شجاعت واقعي زماني است كه شخصي بتواند از اعماق مشكلات و بدبختي ها به زندگي لبخند بزند.

 

 

محال!!...

 

"ناپلئون بناپارت": محال كلمه اي است كه در فرهنگ ديوانگان يافت مي شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 12:10  توسط علی محمد | 
 

داستانی خيالي!

 

دنيا اونقدر پيشرفت می كنه كه انسان تصميم می گيره يه موجود خيلی خيلی باهوش رو تو محيط آزمايشگاه بوجود

 

بياره، ولی در شرايطی كه همه چيز درسته اون موجود برای زمانی بسيار بسيار كوتاه فقط زنده می مونه! گروه تحقيق

 

كننده ميان و بررسی می كنن كه تو اين مدت كوتاه، چه اتفاقاتی برای اون موجود افتاده؟

 

ولی پس از مدتی تك تك افراد اون گروه تحقيق كننده هم هر كدومشون خود كشی می كنن! يه گروه ديگه ميان كه

 

بررسی كنن، اين عده چرا خودكشی كردن ولی حتی اعضای همين گروه هم بعد از مدتی به شكلی عجيب ميميرن!

 

اين موضوع به معمايی بسيار عجيب تبديل ميشه كه حتی در سطح مقامات دولتی هم مطرح ميشه.... خلاصه هر كسی

 

كه می خواسته دليل اين اتفاقات رو بفهمه يه جوری بعد از مدتی ميمرده! بعد از يه مدت بسياری از عاقل ترين و

 

كنجكاو ترين انسان های روی زمين يكی يكی از دست ميرن و بيش تر مردم عادی هستن كه باقی می مونن!

 

يه نفر به جای اينكه بياد و اون موجود رو بررسی كنه... مياد و مراحل تكامل اون موجود رو بررسی ميكنه... ميبينه كه

 

اون موجود فاقد هر گونه احساس و رفتار حيوانی بوده و مسائل رو كاملا با عقل و منطق می سنجيده.... در نتيجه بعد

 

از بوجود اومدن وقتی می ديده كه زندگی تو دنيا هدفی نداره خودكشی می كرده.... محققانی هم كه می خواستن علت

 

مرگ اونو بررسی كنن، چون اطلاعات موجود در ذهن اون موجود رو می خوندن به نتيجه گيری مشابهی ميرسيدن.....

 

نتيجه: نبايد همه چيز رو فقط با عقل سنجيد، و عاقلان محض از بين می روند.

 

*.مهم نیست گودالی کوچک از آب باشی یا 1 دریا از آب باشی ,اگر زلال باشی آسمون درون توست.

 

ناشناس : هر کجا می روی، با تمام قلبت برو.

چوانگ تزو گفته:

تور ماهيگيری برای صيد ماهی است،ماهی را بگير و تور را فراموش کن.تله برای گرفتن خرگوش

است،پس خرگوش را بگير و تله را فراموش کن.


آنچه را که می خوانيد باور نکنيد،فقط بخوانيد.فقط بخوانيد بدون اينکه داوری کنيد که درست است يا

غلط.فقط بخوانيد.اين سخنان  همان تور و تله است،اگر ماهی و خرگوشی گرفتيد که خوشا به حالتان و اگر

نگرفتيد بدانيد که صياد نيستيد و بهتر است به کار ديگری بپردازيد!

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 11:46  توسط علی محمد | 
 

ای دوست!!

اي دوست!من آن نيستم كه نمايانم.ظاهر من غير از لباسي بافته از سهل انگاري و زيبايي نيست كه مرا

 

از پرسشهاي تو و تو را از فراموشي من در امان ميدارد.

 

و اما مني كه در من پنهان است و ادعا ميكند كه من است ؛ رازي پوشيده است كه در اعماق وجودم پنهان

 

است و هيچ كس جز من از آن خبر ندارد و بدين گونه تا ابد پنهان و مخفي ميماند.

 

اي دوست!از تو ميخواهم كه آنچه ميگويم تصديق نكني و به آنچه ميكنم اعتماد ننمايي.چون گفته هايم

 

چيزي جز صداي انديشه هاي ديوانه اي خود شناخته و اعمالم چيزي جز سايه هاي آرزويت نيست.

 

اي دوست!وقتي ميگويي باد شرقي مي وزد من هم فورا ميگويم آري.باد شرقي مي وزد.چون نميخواهم بداني

 

كه فكر من در امواج درياست نه در بند باد.تو افكارت را با باد به هم مي بافي و افكار مرا كه وراي

 

درياهاست را درك نميكني و چه خوب كه درك نميكني چون ميخواهم به تنهايي بر دريا قدم گذارم.

 

اي دوست!وقتي روز تو با خورشيد روشن است ؛ نزد من ظلمت شب است.با وجود اين من از پشت  

 

پرده هاي ظلمت از نور خورشيد كه بر قلل كوه ها ميرقصد و از رقصش سايه هاي سياهي بر دره ها و باغها

 

مي اندازد ميگويم.من از همه اينها ميگويم ؛ چون تو نميتواني ترانه هاي ظلمت مرا بشنوي وسايش بالهاي مرا

 

بين ستارگان و سيارات نميبيني.و انگار كه من نميخواهم كه ببيني و بشنوي.چون من ميخواهم تنها شب را تنها بگذرانم.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 11:40  توسط علی محمد | 

 

در جهان خدا هيچ اشتباهی روی نمی‏دهد و هيچ رويدادی تصادفی نيست. هيچ کسی به‏سويت نمی‏آيد،

 

 مگر آن‏که هديه‏ای را برای تو به ارمغان آورد. چه شاکر باشی يا نباشی، خدا نعمت را برای تو می‏فرستد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 11:43  توسط علی محمد | 

ما نمی توانيم عمدا افکار خود را خاموش کنيم به عبارت ديگر نمی توانيم مانع تهيه فهرستی شويم که ذهن

 

دائما به نسبت فراز و فرود شرايط بيرونی برايمان تدارک می بيند اما می توانيم با دور انداختن و بی محلی

 

فهرست مانع التهاب و عصبيتی شويم که خوراک ذهن است . از نظر ساحران شخص بايد فهرست خود را تهيه

 

کند و سپس به آن بخندد . از نظر آنان هرگز نبايد چيزی را باور کرد و جدی پنداشت .


دور انداختن فهرست به معنای ناديده گرفتن عمدی دعوت های پياپی ذهن برای انتقام گيری و مقابله به مثل

 

 در درگيری های بزرگ و کوچک روزانه است . دور انداختن فهرست به معنای بی محلی به بررسی افکار منفی

 

 در خصوص اعمال انجام شده در گذشته يا نگرانی از چگونگی آينده است . هنگام انتظار برای رسيدن مسافری

 

که مدتهاست دير کرده ، دور انداختن فهرست به معنای خنديدن به افکار وحشتناکی است که عمدا بر احتمالات فاجعه بار متمرکزند .


ناگفته پيداست که داشتن چنين خويشتنداری ای تا چه حد سخت و خارق العاده است . اين خودداری و کنترل

 

 پالايش شده که ساحران اصطلاحا آن را انضباط يا بی عيب و نقصی می نامند تنها با تمرين و در طی زمان بدست خواهد آمد .


مسلم است که پس از هر بار شکست در اجرای چنين انضباط سختی ذهن چماق سرزنش را برخواهد داشت . به اين فهرست هم بايد خنديد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 11:41  توسط علی محمد | 

سرنوشت يک موضوع اتفاقی نيست ؛ بلکه يک چيز انتخابی است .
چيزی نيست که انتظارش بنشينيم ؛ بلکه چيزی است که بايد به دستش بياوريم
خدارا نبريد از ياد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 11:38  توسط علی محمد | 

 

سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن.

 

پرمعنی ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.

 

عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده.

 

بی رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 19:24  توسط علی محمد | 

يه لحظه به اطرافت به گذشته ها و حالت فكركن.

  

*از اينجا تا به آسمون       غرق نيازم خدا جون*

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 19:22  توسط علی محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نوشته های این وبلاگ افکار باورها و تعهدات بچه های ایرانی است.
تنها کسانی موفق هستند و باقی می مانند که:
1- باور 2- تعهد 3- عمل، را رمز موفقیت خود قرار دهند.
زندگی یعنی روبرو شدن در برابر غم ، شادی و ....
برای موفقیت در سرنوست خود کافی است برنامه ی آینده ی خود را نوشته
به این شکل که: آرزوها ، کم وکاستی ها و مشکلات ،همه را آرزو در نظر گرفته وبرای
رسیدن به آن تلاش کرده ، یعنی کم وکاستی ها کامل شده و مشکلات هم مانند ارزوها حل شده.

پیوندهای روزانه
دوست دارم
هما دخت
هک وترفند
آخرین ابر بارانی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

تو را من چشم در راهم افراد آنلاین: نفر